نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
56
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
يورش اسكندر در سال 338 ق . م . باگوآس خواجه اردشير سوم و جمعى از شاهزادگانش را كشت و ارشك پسر او را به پادشاهى برداشت ، دو سال بعد ارشك را هم كشت و يكى از نوادگان داريوش دوم را برنشاند كه او داريوش سوم نام گرفت . اين رويداد ميان سالهاى 336 تا 330 پيش از ميلاد بود . داريوش سوم چندى پس از به تخت نشستن باگوآس خواجه را اعدام كرد . در همان سال كه داريوش سوم برنشست اسكندر در مقدونيه در بيست سالگى جانشين پدرش فيليپ شد . او كه از نوجوانى آرزوهاى بزرگ براى جهانگيرى در سر داشت ، در سال 334 ق . م . لشكر گردآورد و با سى هزار سرباز پياده و پنج هزار سوار در بهار سال 333 به سوى آسياى صغير راند و به كيليكيّه آمد [ و از آنجا به فريكيّه و سوريه پيش رفت ] . داريوش سوم چون از آمدن او شنيد ، به همان شيوهء قديم و در ماه نوامبر آن سال لشكرى گران از ششصد هزار سپاهى به راه انداخت و نزديك ايسّوس با اسكندر روبهرو شد . اما در اين جنگ [ شكست خورد و ] يكصد و يك هزار سرباز از دست داد و چند تن از خويشانش اسير شدند و همه اردوگاهش نيز غارت شد . در نتيجه ، داريوش سوم از اسكندر درخواست صلح كرد ، با اين پيشنهاد كه مبلغى كلان به اسكندر بپردازد و سراسر ممالك از دجله تا درياى مغرب و بحر الجزاير را به مقدونى واگذارد . اما اسكندر اين پيشنهاد را نپذيرفت و به سوى جنوب براى تسخير [ سوريه و ] هند حركت كرد و پس از چندى به ساحل چپ دجله رسيد . داريوش سوم به ملاحظهء سهل بودن حركت سواران ميان دجله و كوههاى كردستان عقب نشست و در اينجا آمادهء جنگ شد . اين را جنگ اربيل گفتهاند كه بايد در روز اول ماه اكتبر سال 331 ق . م . روى داده باشد . در اين وقت شمار لشكريان داريوش سوم به هفتصد هزار مىرسيد ، اما اسكندر فقط هفت هزار سوار و چهل هزار پياده داشت . در اين هنگام كه داريوش سوم مرگ خود را پيش رو مىديد از افغانها و مردم بخارا و كردها و تركمانها سوار و سرباز و امداد خواست و نيز مواقع سوق الجيشى را در اختيار گرفت ، به اين اميد كه اسكندر ديگر پيش نخواهد آمد . اما بر خلاف تصور او اسكندر با يك نبرد ديگر پيروزى درخشان يافت ، و بىدرنگ وارد بابل شد ، چنانكه كسى در برابر او به مقاومت برنخاست و حتى به حمايت او هم برآمدند . داريوش سوم به سوى باختر گريخت ، و سرانجام كشته شد . اسكندر در تختجمشيد پس اسكندر به سرعت به تختجمشيد رفت و در اينجا گنجينهاى به ارزش سى ميليون ليره استرلينگ به چنگ آورد و همسر و دختر داريوش سوم را هم گرفت ، و در مدت سه سالى كه